ماه بانو

چرا یه عده میگن سه شنبه یه عده جمعه 

چه خبره؟

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۰۴ ، ۲۱:۵۹
سارا

کسی میدونه از این جهنم بی اینترنتی کی نجات پیدا میکنیم؟

۱۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۰۴ ، ۲۱:۰۷
سارا

جدا از همه تلخی ها و تاریکی های که هست و جدا از هر جناح و طرفی میبینم تو این عصر و زمان ادم ها خیلی وحشتناک شدن خیلی 

ادمها به خاطر بقا حاضرن همو بخورن 

دیگه انسانیت الان خیلی بی معنیه خیلیییییی 

و این از همه منو وحشت زده تر کرده 

 

مگه این دنیای لعنتی چی داره که ادم شرفشو بزاره زیرپاش؟ 

این پول چه قدرتی داره که ادم خیلی کارها کنه 

از این عصر و دوران متنفرم 

دوست دارم برگردم عقب عقب موقعی که وژدان معنا داشت ...ادم ها انقدر در برابر هم بی رحم نبودن 

خیلی دنیای ترسناکیه

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۰۴ ، ۲۲:۲۲
سارا

افسردگیم به حد خیلی بالایی رسیده طوری که دیگه کاری از قرص هامم بر نمیاد ..مشت مشت قرص خوردن هم بی فایدست

داشتم فکر میکردم یه روزی ارزو داشتم یه یار کنارم داشته باشم الان دارم 

یه بچه ی بامزه داشته باشم الان دارم 

خیلی چیزهای دیگه که الان دارم یه روزی ارزوم بود 

 

ولی همه اونا رو دارم ولی صد چندان قبل افسرده ترم 

الان میفهمم خودکشی دکتر یاسمن که پدر و مادر پزشک داشت پول داشت بار خوب داشت خودش پزشک بود در واقع همه چیرهای خوب رو داشت چقدر بدیهی بود

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۰۴ ، ۱۳:۰۴
سارا

اینجا خیلی قشنگه خیلییییی

منو پرت میکنه به 15 سال پیش روزی که اولین بار خواستم یه وبلاگ داشته باشم 

اصلا ادم باورش نمیشه این هم سال گذشته 

35 سالمه ...خیلیه ...

انگار خیلی از خاطراتم واسه دیروز بود 

 

شبای که میرفتم رو پشت بوم و راه میرفتم و با خدا درد و دل میکردم 

چقدر زمان زود گذشت 

عین یه چشم بر هم زدن 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۰۳ ، ۲۱:۴۶
سارا

امروز فیلم the intouchables 2011 رو دیدم ....چند تا کامنت خوب گذاشته بودن که خیلی فیلم قشنگیه 

ولی اصلا فیلم قشنگی نبود ..چقدر سلیقه ها واقعا متفاوته 

از نظر یکی فیلم چرتی ه ولی از نظر یکی دیگه انقدر قشنگ !!

 

راستش اصلا حوصله ی ادم های مغرور یا ادم هایکه فکر میکنن یه سر و گردن از بقیه بالاترن رو ندارم یعنی 

میشه گفت متنفرم از این جور ادم ها !!

 

 

یه پیشرفت قشنگی که داشتم این بود 

تونستم مچ افکارمو بگیرم 

دیگه هر وقت افکار ناامیدانه یا منفی اومد می تونم همون لحظه خنثی ش کنم این یه تغییر عالی تو زندگی 

منه 

منی که همیشه تسلیم انرژی منفی بوذم 

یا به قول اون خانم دکتر سالیان پیش که میگفت افکار منفی برای تو مثل عضوی از وجودت شده 

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۰۳ ، ۲۲:۱۸
سارا

امروز رفتیم پیش وکیل ....نمیدونم ولی دلم روشنه 

یعنی می تونیم این همه پولی که ازمون خوردن رو بگیریم ...راستش بعضی موقع ها که بهش فکر میکنم مثل

یه رویا می مونه برام ...یه رویایی خیلی قشنگ که دوست دارم محو بشم درونش 

 

تو درس خوندن اصلا تمرکز ندارم 

نمیدونم واقعا با این موضوع باید چیکار کنم 

 

باز میشه این در صبح میشه این شب 

 

پ.ن)دو روزه فستینگم باهاش اوکی هستم امیدوارم کم کنم .

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۰۳ ، ۰۰:۴۹
سارا

از بچگی با این باورها برزگ شدم که به اندازه خوب نیستم 

دختر بدی ام 

دوست داشتنی نیستم 

این باورها باعث شدن از خیلییییی چیزهای زندگی عقب بیفتم البته نمیگم اصلا خوبی نداشتن 

خوبیش این بوده از من یه زن خیلی زرنگ ساخته . ولی خب بدی هاش غلبه داره 

 

وقتی نیلی جلوی روم یه لیست بلندبالا گذاشت که از این به بعد باید اینجوری روزهاتو بگذرونی راستش 

ترسیدم 

اخه ما به منطقه امن خودمون عادت داریم ولی راستشو بخوای من دیگه از این منطقه امن حالم بهم میخوره 

 

دیگه وقتش رسیده هر جوری شده خارج از این منطقه امن(داستانم) زندگی کنم .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۰۳ ، ۰۰:۳۲
سارا

وقتی فکر میکنم میبینم من یه چیزهای عجیب و غریبی رو تو زندگی پشت سر گذاشتم به قول خواهرم 

چیا که ما تو زندگی ندیدیم 

بعد از این بحران لعنتی خونه که از وقتی ازدواج کردم چندین ساله همش تو دادگاه بودیم اخرش هم 

نشد و چه اتفاقاتی هم بعدش ...

بعد از تموم شدن اون خواستم نفس بکشم که قضیه ی عجیب دزدی ...

راستش من تو زندگیم همیشه چالش های عجیب و غریبی داشتم جوری که الان به خودم نگاه میکنم 

میگم این منم ؟؟؟ منم که شدم سوپر قهرمان 

راستش زندگی یه بازی های باهات میکنه که ازت یه ادم دیگه میسازه ...ادمی که هیچ وقت نبودی 

 

خب اگه بخوام از الانم بگم که مشکلات مالی که ابان باید حلش کنم و دادگاه جدید ولی نمیگم 

یعنی نمیخوام بهش فکر کنم ...

 

راستش تو این چند روزه که سعی کردم خودم فقط خودم حال خودمو خوب کنم خیلی حس بهتری گرفتم 

الانم تو برهه ی از همون چالش ها هستم 

 

ولی کی مهمتر از خودم ؟ 

واقعا کی به فکر منه جز خودم ؟ 

تا کی برای زندگی میخوام بجنگم 

یه جاهای باید تسلیم بشی .....تسلیم چالش هات تسلیم مشکلاتت 

 

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۰۳ ، ۰۰:۱۳
سارا

ده سال از روزی که من همه ی امیدم به این و اون بود میگذره 

ده سال امیدم چقدر به دکتر بود چقدر به اون کلینیک چقدر به اون مغازه چقدر به فامیل چقدر ....

خدایا هیچ کدوم از بنده هات برای من کاری نکردن هیچ کدوم این دفعه ولی فرق داره این دفعه من اومدم در خونه ی خودت 

این دفعه من همه ی تلاشمو میکنم برای رسیدن به چیزی که میخوام 

این دفعه خودت بهم امید دادی

احسان منو ناامید میکنه ولی خدا تو که بالاتر از احسانی تو که خودت بهم گفتی دستی بالای دست من نیست 

پس من وقتی تو رو دارم نباید نگران بشم 

خدایا تو تو قلبمی میدونی من چقدر به این کار احتیاج دارم 

تو اولین نفری بودی که وقتی تو حموم دلم شکست اب پاچیدی به قلبم 

تو اولین نفری بودی که به من امید دادی 

تو اولین نفری بودی که بهم گفتی دست من بالای دست هاست 

خدایا بقیه خر کی باشن 

من وقتی امیدم به توهه نباید بترسم 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۰۲ ، ۲۳:۲۶
سارا